تبليغاتX
mari-ali.blogfa.com

mari-ali.blogfa.com

موج دریا

سلام

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 21:0  توسط م ع  | 

سلام
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 17:56  توسط م ع  | 

امروز صدایت را شنیدم ولی از عشق درون قلبم لحضله ای دم نزدم چشمانم خواهان دیدنت بود اما افسوس چشمانم دیگر نوری نداشت لبانم می خواستند اسمت را فریاد بزنند اما افسوس مهر خاموشی به لبانم زده بودند. دیگر از دریای چشمانم اشکی سرازیر نمی شود دیر زمانی است کبوتر دیدگانم از صحن چشمانم به سوی ابدیت پر کشیده است اینک دیگر نه اشکی دارم و نه نوری در چشمانم که ارزانی وجودت کنم پس یاد مرا به باد هدیه کن تا مرا با خود به سوی ابدیت ببرد شاید در آنجا آرامش ابدی یابم ........................ ................ می ترسم .......................



 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 23:16  توسط م ع  | 

چه دیر می فهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 19:0  توسط م ع  | 

قهوه خانه سرراه

آبی ست
آبی ست
نگاه او
آبی ست
گویا آسمان را
در چشمهایش
ریخته اند

وقتی که دست های مرا
در دست می گیرد
گردش خون را
در سر انگشت هایش
احساس می کنم
نبضش چنان به سرعت می زند
که گویی
قلب خرگوشی را
در سینه اش
پیوند کرده اند
وسواس دوست داشتن
مرا بیاد ماهی قرمزی میندازد
که در آبهای تنگ بلور
به آرامی
خواب رفته است
یک روز ماهی قرمز
از آب سبک تر خواهد شد
و دستی ماهی قرمز را – که دیگر نه ماهی ست
و نه قرمز
از پنجره
به باغ
پر
تاب 
خواهد کرد
تا باران خاکستری مرغان ماهیخوار
بر برگ های سپیدار و زردآلو
فرو ریزد
قلب من
مانند قهوه خانه های سر راه
یادآور غربت است
هیچ مسافری را
برای همیشه
در خود جای نخواهد داد
هیچ مسافری را
برای همیشه
در خود جای نخواهد داد

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:26  توسط م ع  | 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:24  توسط م ع  | 

قرمزتر از سفید
عشق وحشی ست
و وحشی تر از آن
عشق است
ما دو خط بودیم
همیشه موازی
همیشه موازی
در حالی که نمی دانستیم
خط دایره یی ست
به شعاع بی نهایت
من در کنار تنهایی
تنهایی
در کنار تو
من به تو
از رطوبت به شن
نزدیک تر
انگشتان تو
نت های موسیقی را
پرواز می دهد
و ساق پای تو
مفهوم الکل است
( C2
H5
O
H )
ای که بلوغ آفریقا را در پستان هایت ارمغان می کنی
امشب چشمانت را به من بده
تا با شعله آن
سیگاری روشن کنم
امشب چشمانت را به من بده
امشب چشمان آسمانیت را به من بده
چرا که
انتظار باران
باران را
به تاخیر میندازد
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:23  توسط م ع  | 

تو برای من همه دنیایی دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:21  توسط م ع  | 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:17  توسط م ع  | 

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده          زنده بودن مرگه   بدون  عشقت زجره  وجود من ماله تو قلبه تو هم ماله من رفتن تو مرگه منه دستای تو تو دستمه نگو که باید جدابشیم نبود تو نبودمه بدون تو کم می یارم تا پای جون دوستت دارم اگه تو از من جداشی امید موندم ندارم واسه با تو بودن زندگی مو باختم یه کلبه ای از عشق واسه تو ساختم من عاشق تو بودم عاشق تو هستم درهای دلم  رو به همه بستم من ..... عزیزم اینو از خودم گفتنم خوبه؟

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:14  توسط م ع  |